اولین آلبوم EMMA ، باغهای آبی 2013 مانند یک زندگی گذشته احساس می شود و در هفت سال گذشته ، چیزهای زیادی برای تهیه کننده متولد مرسی ساید تغییر کرده است. با مکثی کوتاه در انتشار موسیقی خودش ، او در سایر خیابان ها کاوش کرد ، اردوی تولید دختران تهیه کننده را با کمک Dexplicit ، Ikonika و P Jam راه اندازی کرد ، یک اثر چاپی ایجاد کرد و تمایل جدیدی برای به دست آوردن موسیقی متن پیدا کرد.

البته یک نکته که باید به آن اشاره کنیم “Mindmaze” محصول سال 2014 است که یک باشگاه شادی آور موسیقی متن CD-ROM آموزشی Encarta ’96 (گنجی برای بچه ها که اجازه بازی های ویدیویی مناسب را نداشتند) است که بعدا خواهد شد به عنوان “ناخوشایند الیزابت” توصیف شده است. او به شوخی آهنگ را پایین می کشد (“من به معنای واقعی کلمه نمونه یوتیوب را پاره کردم و ضرب و شتم بد بو بریتانیا را روی آن قرار دادم”) اما نمی توان انکار کرد که آن آهنگ با سر زدن به SoundCloud چقدر سرگرم کننده بود. در ابتدا ، تنها کسی که به آن توجه زیادی کرد ، مومدنس بود و فقط برای دیدن اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد ، او را “ویژه ممدنس” کرد و از دادن آن به شخص دیگری خودداری کرد. مطمئناً این سروصدای غوغا برپا کرد و سه سال بعد ، بدون انتشار رسمی هنوز ، کویوت رکوردز مشتاقانه آن را برای یک طرف دو طرفه شکست. در آلبوم جدید Indigo Dreams ، E.M.M.A. از تنظیمات کلوپ به سمت بافت های جوی تر که در باغهای آبی به آن اشاره شده است ، دور شده و باعث ایجاد خلق و خو و احساسات شده است.

E.M.M.A. تبلیغات اخیراً شنیدنی Chanel و Gucci ، اما جاه طلبی های وی برای ساخت امتیازات فراتر از دنیای تبلیغات است. خواهرش ، سوفی ، در نوع خود کارگردانی ماهر است و در کنار هم آنها آرزو کرده اند که روش های مبتکرانه ای برای ترکیب استعدادهای خود داشته باشند. آنها تاکنون روی دو پروژه – Lightyears و Liberty – کار کرده اند و یک پروژه در راه است. آنها ایده هایی مانند طبیعت و تجربه زن بودن را در یک فضای مردسالار جستجو می کنند. E.M.M.A برای آخرین پیشنهاد خود به ما می گوید ، سوفی برای گردآوری تصاویری از خیابان های خالی در شب ، سفری قبل از COVID به پاریس را انجام داد ، صحنه هایی که از زمان شیوع بیماری بسیار تلخ تر شده است.

ما با E.M.M.A تلفنی صحبت کردیم تا درباره فیلم ها ، آلبوم جدید Indigo Dreams ، موفقیت های اخیر برچسب Pastel Prism و عشق او به Scarface بحث کنیم.

“من واقعاً از کلاب زدن لذت نمی بردم. من بیشتر علاقه مند به گوش دادن به موسیقی در فیلم ها و بیشتر فکر سینمایی بودم. “

مجتمع: اخیراً زندگی برای همه کمی دیوانه وار بوده است. قفل کردن برای شما چطور بوده است؟

E.M.M.A .: کمی عجیب بوده است ، نه؟ من درست قبل از قفل کردن در خانه مادر و پدرم بوده ام ، بنابراین در نهایت میکس آلبوم را در اینجا تمام کردم ، که غیر منتظره بود. فکر می کنم در شروع قفل کردن بیش از حد خودم را فشار دادم و سعی کردم کارهای زیادی انجام دهم. حالا احساس می کنم کمی بخارم تمام شده است. من حدس می زنم ما فقط باید ببینیم که چگونه واقعاً گسترش می یابد. من زیاد در باغ بوده ام. همچنین خوب شده است که دوباره با منطقه ای که در آن بزرگ شده ام ارتباط برقرار کنم ، که دیگر از آن متنفر نیستم [با خنده]. من در بزرگسالی آن را با نگاه دیگری می بینم. بنابراین این یک دوره رشد شخصی بوده است.

آیا سایر جنبه های کار شما را تحت تأثیر قرار داده است؟

بله ، این کمی دارد زیرا من کاملا کار می کردم – تا روز سپتامبر گذشته در کار روزانه ام. سپس تصمیم گرفتم که برای انجام آلبوم چند ماه مرخصی بگیرم و سعی کنم بیشتر به دنبال کارهای آهنگسازی فیلم بروم. من موفق شدم آلبوم را انجام دهم و ژانویه یک فیلم کوتاه زیر کمربندم بگیرم. من فکر می کنم که آلبوم را در ماه مارس به Local Action ارسال کردم و سپس ما توافق کردیم که این کار را انجام دهیم و سپس به دلیل COVID تمام فیلم ها به چمن های طولانی لگد زدند. بنابراین انتظار داشتم اکنون کارهای بیشتری نسبت به آنچه در دست دارم داشته باشم ، اما توجه به این آلبوم بسیار جالب بوده است. ما باید در مورد کارهای هنری ، تصویری به توافق برسیم و سپس به ایده نوار و پوستر فکر می کردیم. کار با تام و اِل در Local Action عالی بود. این زمان زیادی طول کشید ، اما واقعاً لذت بخش بود. خوشحال شدم که وقت داشتم به آن فکر کنم زیرا اگر هنوز تمام وقت کار می کردم ، شاید نمی توانستم.

چطور شد که تصمیم گرفتی آلبوم به جای برچسب خود در Local Action منتشر شود؟

صادقانه بگویم ، من در اجرای یک برچسب کاملاً تازه کار هستم و می خواستم از آن برای حمایت از کار دیگران استفاده کنم. من الان سالهاست که با تام دوست هستم – احتمالاً تا زمانی که در موسیقی فعال بوده ام – و این چیزی است که شاید پنج سال پیش در مورد آن صحبت کردیم. ما این ایده را داشتیم که هر کاری انجام می دهم بیشتر کشف موسیقی متن و فضای سینمایی خواهد بود. به هر حال داشتم به آن فضا می رفتم. واقعاً هرگز وقت نداشتم که آن را به درستی اجرا کنم. بنابراین وقتی وقت مرخصی گرفتم ، فکر کردم فقط می توانم آن را از کنار تام بگذرانم ، زیرا ترجیح می دهم آن را در Local Action قرار دهم و رویکرد مشترک بیشتری داشته باشم ، زیرا این کار باعث می شود کارهای شخصی شما به تنهایی خاموش شود. من توانستم کنترل خلاقانه کامل موسیقی را حفظ کنم ، این نوع رابطه شما می خواهید. شما نمی خواهید کسی به شما بگوید “این کار را دوباره انجام بده ، آن را بیرون بیاور.” واقعاً عالی بود.

آیا شما از موسیقی بیشتر باشگاه گرا دور شده اید یا این تنها راهی است که در آن کاوش می کنید؟

از نظر جسمی ، حتی قبل از قفل کردن ، من ‘ d کلاب زدن را متوقف کرد من همیشه احساس می کنم ، با وجود شرایط باشگاه ، مجموعه ای از پارامترها و محدودیت ها وجود دارد که افراد دیگر می توانند با موفقیت بیشتری از من انجام دهند ، بنابراین فکر کردم ادامه کار در آن مسیر برای من غیر واقعی است لذت بردن از کلاب زدن. من بیشتر علاقه مند به گوش دادن به موسیقی در فیلم ها و بیشتر فکر سینمایی بودم. این فقط یک مسیر اصیل بود که من باید از نظر بیان خودم انتخاب کنم. نمی دانم مردم انتظار آلبوم “Mindmazes” را داشتند یا چه چیز دیگری.

به نظر شما آیا آن آهنگ کمی از شما آویزان است؟ آیا مردم مرتباً در این باره س askingال می کنند؟

خنده دار است زیرا این لحن به معنای واقعی کلمه فقط مضمون “ذهن ساز” از Encarta ’96 است. من به معنای واقعی کلمه نمونه را از YouTube پاره کردم و ضرب و شتم بد بو بریتانیا را روی آن قرار دادم. من کمی آن را می خریدم و آن را در مخلوط قرار می دادم و هیچ کس در مورد آن اظهار نظری نمی کرد تا اینکه ممدنس آن را در FWD شنید >> و سپس او این درخواست را از من کرد بنابراین من از او یک “ویژه Mumdance” ساختم. سپس او آن را بازی کرد و افراد دیگر آن را می خواستند اما من مانند این بود: “ببخشید ، شما نمی توانید آن را داشته باشید. فقط Mumdance می تواند آن را بازی کند” ما در حال تلاش برای ایجاد کمی هیاهو در اطراف آن بودیم و کار کرد! مدتی بعد Coyote Records مرا مورد اصابت قرار داد و من “Mindmaze” را پیشنهاد کردم ، اما من کاملاً متعجب شدم که چقدر مردم چنین کاری را دوست داشتند. این بخشی از من است. من سعی می کنم در هر کاری که انجام می دهم شوخ طبعی بگذارم. هرچند لزوماً مورد پیش بینی قرار نگرفته است.

من از زمان کودکی آن CD-ROM را داشتم اما از سال 97 هنوز آن را لمس نکرده و یا حتی چیزی در مورد آن نشنیده بودم. من “Mindmaze” را شنیدم و فکر کردم ، “تصور نمی کردم! این واقعاً اتفاق افتاد!”

نمی توانم بخاطر داشته باشم که چرا در قسمت جلوی مغز من اینقدر وجود دارد ، اما فکر می کنم اگر شما مثل من بودید در آن زمان تأثیر بسیار زیادی داشت. کاملاً هیجان انگیز بود. این چیزی بود که قرار بود آموزشی باشد ، بنابراین یک پاداش بود. ما همسایگان خودنمایی داشتیم که دارای Sonic و چیزهای دیگری بودند و من به بازی رفتم ، اما در خانه ما فقط چیزهایی داشتیم که ممکن است در فرودگاه بخرید ، مانند یک نینتندو جعلی یا هر چیز دیگری. هیچ سرمایه گذاری جدی گیمر انجام نشد.

آیا بعداً در زندگی به بازی و یا موارد دیگری روی آورده اید؟ موسیقی متن به م componentلفه عظیمی از آن تبدیل شده است.

اینجا و آنجا. به یاد دارم وقتی برای اولین بار به لندن نقل مکان کردم ، در خانه دوستم اقامت داشتم و برادر کوچک او Grand Theft Auto داشت و یادم هست که فکر کردم ، “وای ، اینها از دهه 90 کمی بهبود یافته اند!” Red Dead Redemption نیز بسیار هیجان انگیز بوده است ، زیرا به هر حال من موسیقی غربی را دوست دارم. بیشترین تاثیری که بازی های رایانه ای روی من گذاشت ، تعطیلات رفتن به پارک کاروان و رفتن به بازی و بازی House Of The Dead بود. به یاد دارم ژان میشل ژار بارها و بارها در بازی بازی می کرد. از نظر فنی ، تمام موسیقی های من کمی شبیه به آن هستند و قطعاً با آن خاطرات کودکی پیوند دارند.

بنابراین ، از نظر کار موسیقی متن ، آیا موارد دیگری پیش رو دارید که هر لحظه روی آنها کار کنید؟

من در واقع کار در پروژه ای را با خواهرم که در فیلم های کوتاه Lightyears و Liberty با آنها همکاری کردم به پایان رساند. اساساً ، او به پاریس رفت و یک فیلم کوتاه ساخت ، که در ادامه موضوعات زنان و آزادی است که در بسیاری از کارهای ما وجود دارد. در Lightyears ، این دوست ما رئا بود و این سفر او بود که در لندن با ستارگان تماشا می کرد. لیبرتی دوست ما جسیکا بود و این مسئله یافتن آزادی در طبیعت بود. با این یکی ، سوفی کارگردان و تهیه کننده است. ما یک پیاده روی شبانه در پاریس انجام دادیم و اکنون بسیار مهیج شده است زیرا این کار قبل از قفل کردن انجام شده بود. این یکی از آخرین اتفاقاتی است که رخ داده است. من موسیقی خودم را کاملا یک چیز فرار از خودم می دانم. من می توانم هویت خود را داشته باشم و خودم را ابراز کنم و در مورد عوامل اجتماعی قضاوت نمی شوم. این فقط احساس می کند شما می توانید کاملا آزاد باشید.

“من ایده دنباله های رویایی را دوست دارم زیرا ساختاری از انواع مختلف وجود دارد ، اما کاملا منطقی نیست.”

به همین دلیل است که شما مدتها نیمه گمنام یا بی چهره بودید؟ عکسهای مطبوعاتی شما صورت شما را مبهم و غیره کرده بود. آیا این از کجا آمده است؟

بله ، عنصری از آن وجود داشت. صادقانه بگویم ، من واقعاً نمی خواستم خودم را از نظر جسمی در آنجا قرار دهم ، زیرا من کمی خودآگاه هستم و نمی خواستم در این باره مورد قضاوت قرار بگیرم. من آنقدر ناامید بودم که موسیقی را بر اساس لیاقت خودش قضاوت کنم ، فکر می کردم پیوند دادن آن با این روش به همه چیز بر همه چیز تأثیر می گذارد ، اما هرچه پیرتر شدم – اکنون 33 ساله هستم – فهمیدم که چنین نیست واقعاً فقط در مورد موسیقی. این بسیاری از تصمیماتی است که من گرفته ام و فقط نحوه حرکت من در زندگی ، کمی ترس و اضطراب داشته است. من این بار روی جلد آلبوم هستم ، بنابراین می خواستم اطمینان حاصل کنم که این آلبوم در جهانی ساخته شده است که از کار من حمایت می کند و همچنین به مردم کمک می کند ایده بیشتری از مکان موسیقی تنظیم کنند. این کاملا خنده دار است ، زیرا من به چند مورد Twin Peaks اشاره کردم. من در واقع همان خط لب شلی را دارم.

این جزئیات زیبایی است. من این را دوست دارم.

من این را خیلی دوست داشتم چون از نظر موسیقی و تلویزیون عاشق نگاه اواخر دهه 80 ، اوایل دهه 90 هستم. من در اینستاگرام Mädchen Amick بودم و پستی را یافتم كه در آن او می گفت “خط لب شلی ، هنوز هم ادامه دارد ، Mac Spice!” فکر کردم: “این قطعاً در عکس وجود دارد!” و من ایده تنظیم سالنامه را دوست دارم زیرا من فارغ التحصیلی دانشگاه خود را تحریم کردم زیرا آنها سعی کردند مرا بیرون بیندازند و عکس واقعی ترک کنندگان من خیلی گنگ بود ، بنابراین من فقط فکر کردم ، “خوب ، چرا من سالنامه فانتزی خودم را ایجاد نمی کنم که در دورانی که من از آن تأثیر می گیرم؟ ” سپس مردم می توانند به طرح های پاتریک ساویل و مورگان هیسلوپ نگاه کنند و بگویند ، “اوه ، من می دانم که این به نظر می رسد چه چیزی به نظر می رسد” ، به جای “اینکه E dot M dot M dot A چیست؟” صادقانه بگویم ، در واقع ایجاد جنبه بصری کاملاً درمانی بوده است.

مورد دیگری که من را به یاد دیوید لینچ انداخت عبارت “ماهیت سیال یک رویا” در برخی از مطالب تبلیغاتی بود .

من ایده توالی رویا را دوست دارم زیرا ساختاری از انواع مختلف وجود دارد ، اما کاملا منطقی نیست. این روش عالی برای دستیابی به انجام آلبوم است زیرا وقتی برای ساختن آن نشستم می خواستم کمی بافر به خودم بدهم. اگر من منطقی به آن فکر کنم ، اما کمی غیر منطقی هم فکر می کنم ، پس لازم نیست منطقی باشد. این مورد برای من جذاب بود زیرا می خواستم بیشتر از انتخاب یک قطعه ، شنیدن صدای آن بیشتر معنا داشته باشد. این همان چیزی است که شما برای یک آلبوم می خواهید.

برچسب شما ، Pastel Prism ، اخیراً EP Digital Dehp Dexplicit را منتشر کرده است. چگونه این مسئله بوجود آمده است؟

از زمانی که در دختران تهیه کننده [اردوگاه تولید] با یکدیگر آشنا شدیم ، نحوه دوستی ما کاملاً خنده دار بوده است. من فقط به نوجوانی فکر می کنم و در “Pow!” بعضی اوقات نمی توانم باور کنم که ما واقعاً دوست هستیم و کارهایی انجام می دهیم. ما مدت طولانی است که درمورد Dex صحبت می کنیم و در مورد برچسب من کاری انجام می دهیم ، و صداهای شبیه به گذشته مانند Giorgio Moroder را درگیر می کنیم. به معنای واقعی کلمه می توانیم یک ساعت صحبت کنیم ، شاید هر سه ماه یکبار در مورد Scarface [خنده]. ما فقط از همان نقاط عبور می کنیم و فیلم های YouTube را به یکدیگر ارسال می کنیم. دکس در مورد این چیز در Netflix به نام Queen Of The South به من گفت. موسیقی جورجیو مورودر است اما شبیه خمیرمایه Scarface است. واقعاً خوب است که با هم ملاقات کردیم زیرا هر دو می خواستیم آموزش رایگان برای مردم انجام دهیم اما از آنجا که هر دوی ما تأثیرات موسیقی مشابهی داشته ایم ، قادر به همکاری خلاقانه بوده ایم. نمی توانستم از فرد بهتری بخواهم که روی برچسب آن را بنویسد. من واقعاً خوشحالم که به خوبی پیش رفت.

در مورد دختران تهیه کننده ، متوجه شدم که در اینستاگرام چند بیت وجود دارد ، اما آیا شما در حین قفل جلسه هایی انجام داده اید؟

نه ، ما دویدیم از سال 18-2016 در سراسر کشور ، که با کمک مالی بودجه آغاز شد. امسال می خواستم دوباره آن را شروع کنم ، اما راهی که همه چیز اتفاق افتاد ، عقب رانده شد. من بیش از دو سال آن را در اولویت قرار می دادم ، جایی که موسیقی نمی ساختم و کار دیگری انجام نمی دادم و واقعاً لذت بخش بود ، اما ادامه کار با مشاغل روزانه کمی مشکل بود. وقتی قفل اتفاق افتاد ، من ناگهان به اینستاگرام نگاه کردم ، که چند ماه بود که واقعاً آن را نگاه نکرده بودم ، و فکر کردم ، “ما همه این پیروان را داریم که در واقع می توانند با برخی نکات انجام دهند و برای من آسان خواهد بود انجام دادن.” من قطعاً دست کم گرفته ام که چقدر جامعه است. به نظر می رسد همه کاملاً آن را دوست دارند.

قطعاً گرسنگی برای یادگیری مهارت های جدید وجود دارد ، اما من حدس می زنم مسئله تأمین هزینه آن نیز باشد.

این یک معمای جالب است زیرا بسیاری از جایی که این کشور اشتباه رفته است ، مبلغی است که برای آموزش و پرورش می گیرد. این مسخره است که چقدر باید برای یادگیری هر چیزی بپردازید و چقدر جوان هستید قبل از اینکه تصمیم بگیرید که می خواهید چه کاری انجام دهید. بسیاری از افرادی که در 30 سالگی می شناسم در مشاغل کاملاً متفاوتی آموزش می بینند. با دختران تهیه کننده ، سعی می کنم جنبه تجاری را کسب کنم که چگونه می توان از جایی بودجه گرفت. من در حال حاضر سعی می کنم آن را به عنوان یک پروژه معمولی انجام دهم ، اما فکر می کنم نیاز به این موارد بیشتر است. این می تواند رشد زیادی کند ، اما در حال حاضر من فقط بر روی آنچه می توانم خودم را تحویل دهم تمرکز کرده ام و سپس ، امیدوارم که وقتی این همه گه از بین رفت ، من می توانم سرم را جمع کنم و حتی بیشتر آن را رشد دهم.

همچنین